محبّت به همسر در زندگی زناشویی (۱)

نویسنده : محمود اکبری

تنظیم و ویرایش : سایت راه برتر

تاریخ انتشار : ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۶

محبّت به همسر ، هدیه‌ای است که خداوند، در آغاز ازدواج، به زن و شوهر می‌دهد: «وَجَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّهً وَ رَحمَهً»(۱) اگر می خواهید، محبّت همسرتان را حفظ کنید، باید رفتار خود را محبّت آمیز کنید. از جمله عوامل پایداری محبّت در زندگی زناشویی ، اعتماد زوجین به یکدیگر است؛ زن و شوهر باید، اعتماد یکدیگر را جلب کنند؛ اعتماد که پیدا شد، محبّت، پایدار می‌شود. البته، اعتماد یک امر قراردادی نیست که دو نفر با هم قرارداد ببندند تا به یکدیگر اعتماد کنند، بلکه، باید، با رعایت حدود و موازین شرعی و رعایت اخلاق اسلامی آن را به دست آورد.

دین اسلام اخلاق نیکو را ضامن بقا و دوام همه ی روابط سالم اجتماعی می داند و نقش آن را در خانه و خانواده فوق العاده برمی‌شمارد. ابتدا با هم به نقش اخلاق نیکو در اجتماع می پردازیم و سپس از آن به مسائل ویژه ی خانه و خانواده می پردازیم.

 

حُسن خلق

شاید، گیراتر از حسن خلق، واژه ای نباشد که ترسیم کننده ی روحی زلال و طبعی بلند و رفتاری جاذبه دار باشد.

بخشی از اخلاق نیکو، در خوشرویی متجلّی است، بخشی، در خوشخویی و بخشی هم در خوشگویی. و چه خوب است که به این سه خوش مبارک و مقدس، بپردازیم و از آن ها کلیدی، برای گشودن قلعه ی دل ها و عاملی، برای تحکیم رابطه ها بسازیم(۲)!

 

خوشرویی

در مواجهه ی دو نفر با یکدیگر، پیش از هر سخن و عمل، دو صورت با هم روبه رو می شود. مواجهه ی دو انسان با هم و کیفیت این رویارویی چهره ها، نقش عمده در نحوه ی گفتار دارد و رمز گشایش قفل دل هاست.

خوشرویی، هم در نگاه مطرح است، هم در لبخند؛ هم در گفتار آشکار می شود، هم در رفتار.

چه بسا، رابطه ها و دوستی هایی که با ترشرویی؛ اخم کردن و عبوس شدن به هم خورده است. از سوی دیگر، مبدأ بسیاری از آشنایی ها یک تبسّم بوده است. وقتی، با چهره ی شکفته و باز، با کسی روبه رو می شوید، در واقع، کلید محبّت و دوستی را به دست او داده اید. برعکس، چهره ی اخمو و ابروهای گره خورده و صورت در هم و بسته، دریچه ی ارتباط و صمیمیّت را می بندد. تبسّم، مبدأ بسیاری از آشنایی ها و زداینده ی بسیاری از غم ها و کدورت هاست. شگفت از کسانی که زا این کار بی زحمت و رنج و خرج که برکات فراوان دارد، گریزانند و به سختی حاضرت، گلخنده ی مسرّت را بر لبان خود چهره ی دیگران بیافرینند!

گشاده رویی با دیگران، باعث می شود، افراد، آماده تر شوند و به دوستی با شما دل بسپارند. خنده رویی و بشّاش بودن، دیگران را دل و جرأت می بخشد، تا بی هیچ هراس و نگرانی، باب آشنایی را به روی شما باز کنند و سفره ی دلشان را پیشتان بگشایند. اگر با خوشرویی، بتوانید، بار سنگین غم دوستان را سبک کنید، کارتان عبادت است و اگر با یک تبسّم بتوانید، خاطری را شاد سازید، به خدا نزدیک تر شده اید.(۳)

به قول حافظ:

دائم گل این بستان، شاداب نمی ماند

دریاب ضعیفان را در وقت توانایی(۴)

 

غم زدایی

وقتی، یک چهره ی گشاده و لبخند صمیمی، غمی را از دل می زداید، چرا باید از این احسان دریغ کرد؟

بعضی ها، حضوری غم آفرین دارند، برخی هم محضری غمزدا. گروه اخیر، آیت لطف الاهی اند که قدرشان ناشناخته است.

انسان ها به محبّت نیازمند هستند؛ این تشنگی، جز با ملاطفت و خوشرویی برطرف نمی شود.

اگر نخستین برخورد ما با کسی، به گونه ای باشد که غم او را به شادی و نگرانی اش را به اطمینان مبدّل سازد، دریچه ای، به دنیای صفا و سرور به رویش گشوده ایم. این نیز، نزد خداوند، حسنه و عبادت است.

کسی که از چهره ی برادر دینی اش، رنج و اندوهی را بزداید، خداوند، ده حسنه در نامه ی اعمالش می نویسد. مگر این کار نیک، چه اندازه زحمت دارد؟

البته این رفتار، نوعی هنرمندی در معاشرت است، قلبی مهربان می خواهد و عاطفه ای سرشار و خصلتی نوع دوست.

شاد کردن دیگران، چهره ای دیگر از همین غمزدایی است. گاهی با توجهّی، نگاهی، محبّتی، کلامی، هدیه ای و… می توان انسانی را مسرور ساخت و در نتیجه خدا را از خود راضی ساخت.

در این زمینه، سخنی از پیشوای صادق شیعه بیاموزیم که فرمود:

«أَیُّما مُسلِمٍ لَقِیَ مُسلِماً فَسَرَّهُ سَرَّهُ اللهُ عَزّوَجَلَّ»(۵)

هر مسلمانی که با مسلمانی دیدار کند و در برخورد، او را شادمان سازد، خدای متعال نیز او را خوشحال و مسرور خواهد ساخت.

وقتی، می توان با کلمات و چهره و برخوردی خوش و دلپذیر، خاطری را خرسند ساخت، چرا، باید، با گفتن کلماتی ناخوشایند و اندوه آفرین، بر چهره ی دیگری غم نشاند و او را به یاد روزهای تلخش انداخت و مأیوس و دلسرد ساخت؟(۶)

 

خوشگویی

از شاخه های دیگر حُسن خُلق که رابطه ها را استوارتر و پیوندها را صمیمی تر می سازد، گفتار دلپذیر و شادی بخش است. متانت در سخن، و ادب در گفتار و زیبایی در کلام، خصلت پاکدلانِ بی کینه و خلق و خوی اولیای دین است.

انسان ارزش و جوهره ی وجودی اش را با زبان و بیان روشن می سازد:

یکی تحقیر می کند، یکی تشویق.

یکی عیبجویی می کند، دیگری تحسین و تقدیر.

یکی ملامت می کند، دیگری پر و بال می دهد و امید می آفریند.

 

کدام یک بهتر است؟

پذیرایی از دیگران، همیشه با غذا و میوه و شیرینی نیست.

گاهی پذیرایی، با یک کلام خوب و سخن شایسته است. این اِکرام، بالاتر از تغذیه و اطعام است؛ زیرا، گفتار شایسته و زیبا، غذای روح است.

تشویق کردن، آفرین و مرحبا گفتن بر عمل شایسته ی افراد نیز، از این گونه صالحات است. باز هم از امام صادق(ع) بشنویم:

«هر کس، به برادر دینی خود مرحبا بگوید، خدای متعال تا روز قیامت، برای او مرحبا و آفرین می نویسد».(۷)

غیر از پاداش الاهی، تأثیرات اجتماعی خوشگویی در نرم ساختن دل ها و جلب عاطفه ها و استوار ساختن رابطه ها مشهود است. آن که خوش سخن باشد، از دیگران نیز کلامی نیکو می شنود: «این جهان، کوه است و فعل ما ندا» و البته که حرف و سخن ما هم در کوهستان زندگی ها انعکاس دارد و خوبی آن به خود ما منعکس می شود.

کسی که گفتار مؤدّبانه داشته باشد، دیگران نیز با او مؤدّبانه سخن خواهند گفت، وگرنه…: «کلوخ انداز را پاداش سنگ است». از کلام مولا علی(ع) است که:

«اَجمِلُوا فِی الخِطاب تَسمَعُوا جَمِیلَ الجَوابِ»(۸)

زیبا خطاب کنید، تا جواب زیبا بشنوید!…

کیفیّت برخورد ما با انسان های دیگر، همان نتیجه را به ما برمی گرداند. ادب، ادب می آورد و توهین و فحش، بدزبانی و اهانت متقابل را در پی دارد.(۹)

 

جلوه های خوشرویی

از رموز و موفقیت حضرت رسول(ص) در دعوت و رسالت خویش، اخلاق نیکو و برخورد شایسته و جذّاب با مردم بود و حُسن خُلق آن حضرت، امتیاز بارز مظهر رأفت و رحمت بود.

کلام نرم، رفتار شایسته، گفتار مؤدّبانه و جاذبه دار، تحمل فراوان و حلم و بردباری و چهره ی گشاده و بشّاش، از مظاهر و جلوه های حُسن خُلق است. به تعبیر دیگر، وقتی، محبّت خود را به دیگران ببخشید، در حوادث، صبور و شکیبا باشید، خشم خود را فرو خورده، خویش تن داری کنید، بدی را با خوبی پاسخ دهید و از خشونت، عصبانیّت، بدزبانی، تحقیر، توهین و تکبّر به دور باشید، دارای حُسن خُلق هستید.

اگر خداوند، به صاحبان حسن خلق، پاداش جهاد و شهادت می دهد، بی جا و گزاف نیست؛ زیرا، نوعی، مجاهده به شمار می آید.

پیامبراکرم(ص) برای تثبیت همین کمالات اخلاقی و خوشخویی برانگیخته شد. از کلمات نورانی اوست:

«اِنَّ الرَّجُلَ یُدرِکَ و بِحُسنِ خُلقِهِ دَرَجَهَ الصّائِمِ القائِمِ»(۱۰)

انسان، در سایه ی خوشخویی، به مقام و رتبه ی روزه داران شب زنده دار می رسد!

در معاشرت مسلمانان با هم، باید همدلی، بیش از وحدت فیزیکی و پیوند سطحی حاکم باشد، تا به انس و الفتی پایدار و رابطه های درونی بینجامد. با سلام، مصافحه، حُسن خلق، چهره ی باز، لبخند محبّت زا، غمزدا و برخورد نیک، این مهم تأمین می شود. میزان اسلامی بودن اخلاق هر مسلمان را باید، در نحوه ی معاشرتش با دیگران جست و جو کرد. خوش خلقی، دین و مرام، مسلمانی است. به فرموده ی حضرت رسول(ص):

«ایمان کسی کامل تر است که اخلاقش بهتر باشد؛ کسی به پیامبر شبیه تر و به او نزدیک تر است که خوش خلق تر باشد.»(۱۱)

و به تعبیر امام صادق(ع):

«پس از عمل به واجبات الاهی، محبوب ترین کارها نزد خداوند، آن است که انسان، اخلاقی سازگار با مردم داشته و اهل مدارا باشد.»(۱۲)

گفتار و رفتار ما آیینه ی شخصیت ماست.(۱۳)

اکنون که به اهمیت اخلاق خوش اسلامی در روابط اجتماعی پی بردیم به مسائل ویژه ی همسران برمی گردیم و جلوه ها و مصادیق آن را در رفتار و روابط همسران بررسی می کنیم.

 

مقالات مرتبط:

محبّت به همسر در زندگی زناشویی (۲)

محبّت به همسر در زندگی زناشویی (۳)

 

پی‌نوشت‌ها:

۱. روم: ۲۱.

۲. راه زندگی، ص۱۹.

۳. پیامبر(ص) فرمود: «با مؤمنان، با چهره ی گشاده و روی باز دیدار کن که روی خوش و چهره ی باز، موجب جذب دل ها و افزونی محبّت هاست».

«اَلقِ اَخاکَ بِوَجهٍ مُنبَسِطٍ؛ با برادرت با چهره ی باز برخورد نما!».

وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۶۰؛ بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۴۷.

۴. راه زندگی، ص۲۰.

۵. وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۹۲.

۶. راه زندگی، ص۲۰.

۷. وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۹۲.

۸. غررالحکم، ج۲، ص۲۶۶.

۹. راه زندگی، ص۲۱.

۱۰. میزان الحکمه، ج۱، ح۵۰۱۲، ص۷۹۹.

۱۱. همان، ح۵۰۲۴ و ۵۰۲۵، ص۸۰۰.

۱۲. اصول کافی، ج۲، ح۴، ص۱۰۵.

۱۳. راه زندگی، ص۲۳.

منبع: صمیمانه با عروس و داماد، محمود اکبری، قم: نورالزهراء، چاپ بیست و سوم،(۱۳۸۹).

دربایدها و نبایدهای زناشویی, همسران

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

14 − چهار =