مجموعه پیامک‌های محرم (۲)

گردآوری : مرضیه عاقبت بخیر

تاریخ انتشار : ۳ آذر ۱۳۹۷

آن روز، ز دشتِ کربلا خون بارید

 از ابرِ سیاهِ نینوا خون بارید

آن لحظه که شد شهید، فرزندِ رسول

از زخمِ دل ستاره ها خون بارید

*******

از بهرِ ستیز و مرگ، آماده شوید

در محضرِ عشق دوست، افتاده شوید

از خونِ حسین بشنوید این پیغام

در طولِ زمان، همیشه آزاده شوید

*******

تیغ از رُخِ او ز ترس، گریان گردید

 مرگ از نگهش، به خویش، لرزان گردید

آوخ، چه سیه کاری و ننگی ابدی

از مرگِ حسین، سهمِ انسان گردید

*******

 مرگِ تو، تمسخرِ ستم کاری بود

 رزمِ تو، نهایتِ فداکاری بود

 خورشیدِ زمانه بوده ای در همه عمر

مِهرِ تو میانِ عاشقان جاری بود

*******

از خونِ تو شمشیر، وضو بگرفته است

مرگ از تو هزار آبرو بگرفته است

زان باده خونین که تو بر لب زده‌ای

آتش به دلِ جام و سبو بگرفته است

*******

خونِ من و هر دو دیده، خویشاوندیم

در ریختنِ اشک، سخاوتمندیم

در راهِ تو یاحسین ما از دل و جان

احرامِ شهادت و بلا می‌بندیم

 *******

مَه، بارقه ای است در شبستان حسین

 شب، حادثه‌ای ز دردِ پنهانِ حسین

هر صبح، ز دامنِ افق، خون آلود

خورشید، برآید از گریبانِ حسین

*******

گر سر ندهد حسین، با سَر چه کند؟

با خرمنِ لاله های پر پر چه کند؟

گیرم که به خیمه، مشکِ آبی هم بود

با دست بریده برادر چه کند؟

*******

او روزِ شهود خویش را می‌دانست

گودالِ فرودِ خویش را می‌دانست

 چون شاعرِ چیره ای از آغازِ سخن

پایانِ سرودِ خویش را می‌دانست

 *******

 چون دردِ تو دید، غم به فریاد آمد

 وز ماتمِ تو، الم به فریاد آمد

زهرا به وداعِ تو چنان زار گریست

کز حالت او، حرم به فریاد آمد

*******

باید دلِ خود به عشق پیوند زدن

 دم از تو ـ تو ای خونِ خداوند ـ زدن

از تو، ره و رسمِ عشق باید آموخت

وز اصغرِ تو، به مرگ لبخند زدن

*******

با کعبه، وداع آخرین بود و حسین

 چون اهلِ حرم، کعبه، غمین بود و حسین

بشکوه ترین لحظه، تداعی می‌شد

 تکبیرِ نمازِ واپسین بود و حسین

 *******

می آمد و جسمِ بی کفن، خون آلود

 از زخمِ شَرَر، تمام تن، خون آلود

تنها نه دلِ شقایق از داغش خون

سرتاسرِ باغِ نسترن، خون آلود

*******

با خیلِ ستاره، فوج در فوج، بمیر

طغیان کن و با ترنمِ موج، بمیر

این است به روی نیزه، پیغامِ حسین

همواره پرنده باش و در اوج، بمیر

*******

می‌رفت و به راه، چشم می‌دوخت فرات

آن روز که چون ستاره، افروخت فرات

ای کاش، حسین هم لبی تر می‌کرد

در آتشِ این عطش چه می‌سوخت فرات

 *******

می رفتی و ابرِ دیده، بارانیِ تو

 بر نیزه، سَرِ شریف و نورانیِ تو

گُل های هزار واژه خَم می گشتند

در مَعبر آفتابِ قرآنیِ تو

*******

یک سلسله موی بید، قربانیِ تو

یک دشت پُر از شهید، قربانیِ تو

نیلوفر عشق! آی ای لادنِ سرخ!

یک حنجره سپید، قربانیِ تو

*******

چون باده نابِ عاشقی را نوشید

یراهنِ سرخِ زخم، بر تن پوشید

 آن روز، به رغمِ تشنگی، لحظه وصل

صد چشمه نور، از دو چشمش جوشید

*******

از دشتِ غروب، های و هو می‌آید

شب، مضطرب و پریشْ مو می‌آید

از مجلسِ ختمِ جان گدازِ خورشید

مهتاب، پریده رنگ و رو می‌آید

 *******

 مَه، خنجرِ آب دیده را می‌مانَد

 شب، یاغیِ آرمیده را می‌مانَد

 غلتیده به خون، میانِ گودالِ غروب

 خورشید، سَرِ بُریده را می‌مانَد

 *******

نی گُل ندهد، عقل، تجاهل کرده

 از حیرت و شکِّ خود تغافل کرده

 این طُرفه خبر، مرا معما شده است

در کرب وبلا چگونه نی، گُل کرده؟

لینک سایر قسمت‌های مجموعه پیامک‌های محرم :

(۱) ، (۳) ، (۴) ، (۵) ، (۶) ، (۷) ، (۸) ، (۹) ، (۱۰)

درپیامک‌های موضوعی, سایر بخش‌ها

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

یازده + نه =