جوانب مختلف سبک زندگی

نویسنده : آنتونی جیمز كرتیس

مترجم : دكتر فرامرز سهرابی

تنظیم و ویرایش : سایت راه برتر

تاریخ انتشار : ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۶

درک سلامت و روانشناسی سلامت با تمرکز صرف بر فقدان مرض و بیماری ناقص و ناتمام است. در عوض، سلامت روانی ضمن در نظر گرفتن بیماری به فایده سلامت مثبت و حیطه های مربوط به ارتقای سلامت و بهداشت توجه می کند (ایولز و سیمنت (۱)، ۱۹۹۵). در این متن مطالعه شیوه زندگی شخص، محور اصلی درک ما نسبت به سلامت است. عوامل شیوه زندگی نظیر انجام دادن ورزش منظم و عادت به تغذیه سالم در درجه اول اهمیت قرار دارند. در بین یک نسل واحد نیز تغییرات و تحولات عظیمی در اطلاعات مربوط به تغذیه و عادت غذایی ما به وجود آمده است. مثلاً در کشور انگلستان روغن های کم اشباع شده، شیرهای نیمه خامه گرفته شده و گوشت سفید، جانشین روغن اشباع شده، شیر پرچرب و گوشت قرمز می شوند.

علاوه بر این، ما تشویق می شویم که مصرف چیزهایی را که ممکن است برای سلامت ما مضر باشند، کاهش دهیم (مانند سیگار کشیدن و صرف مشروبات الکلی). تمام این ملاکها در بوجود آوردن شیوه زندگی سالم تر سهیم هستند. تصور می شود که ۵۰ درصد مرگ های زودرس در کشورهای غربی می تواند به شیوه زندگی افراد مربوط باشد (هامبورگ و همکاران (۲)، ۱۹۸۲). افراد سیگاری به طور متوسط، امید به زندگی خود را حدود ۵ سال کاهش می دهند و اشخاصی که شیوه و سبک زندگی (۳) ثابت و غیرفعال دارند و خانه نشینی را در پیش می گیرند، امید به زندگی خود را ۲ تا ۳ سال کاهش می دهند. (بنت و مورفی (۴)، ۱۹۹۷).

سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که مفهوم و منظور دقیق شیوه زندگی سالم تر چیست؟ جواب این سؤال بستگی به نظر شخصی دارد که سؤال از او پرسیده می شود. یک کارشناس تغذیه ادعا می کند که این معیارها برای این منظور طرح شده اند که تا ما موادغذایی اساسی را که از غذاها گرفته شده اند به بدن خود برسانیم (هیدرات کربن، چربی ها، پروتئین ها، مواد معدنی و ویتامین ها) و مقدار مصرف مناسبی از کالری داشته باشیم (ارزش انرژی مواد غذایی) که برای فعالیت حداکثر لازم است. همچنین یافتن یک منبع انرژی، مواد لازم برای رشد و یا موادی که رشد و تولید انرژی را تنظیم می کنند، بنظر یک کارشناس تغذیه جزئی از شیوه زندگی سالم است.

از سوی دیگر، یک روانشناس ورزشی ممکن است بر اهمیت ورزش منظم و مناسب، اطمینان از نیروی ماهیچه ای و قدرت تحمل، افزایش انعطاف پذیری در مفاصل بدن و ایجاد سلامت تنفسی (تنفس قلبی) در تأمین سلامت جسمانی تأکید کند. در هر صورت ما در اینجا بجای رفتارهای سالم ویژه (مثل ملاقات دکتر خانوادگی) به شیوه زندگی بیشتر توجه می کنیم. درباره شیوه زندگی، ما الگوهای رفتار کلی را (که ممکن است به شغلی که شخص دارد، مربوط باشد) و نیز فرهنگ و خرده فرهنگی را (که افراد احساس وابستگی نسبت به آن می کنند) و همچنین مردمی را (که با آنها زندگی می کنند) در نظر می گیریم (بنیارد۱۹۹۶).

تغییر سبکها و مدها در سلامت ممکن است تحت تأثیر عوامل فرهنگی و خرده فرهنگی وسیعتری قرار گیرد. مثلاً خانواده همچنان یکی از مهمترین منابع اطلاعاتی برای غذا و برنامه غذایی ماست. اثرات تجاری تبلیغات تلویزیونی در ترجیح غذایی کودکان نیز به عنوان یک عامل مؤثر بر شیوه زندگی شناخته می شود، گرچه ممکن است یک غذای سالم کمتر در تلویزیون معرفی و تبلیغ شود (وَدِن و براونِل (۵)، ۱۹۸۴).

پژوهش در شیوه زندگی

در یک بررسی همه گیر شناختی معروف، بلک و برسلو (۶) (۱۹۷۲) از نمونه ۶۹۲۸ نفری که نماینده جمعیت ساکن در شهر آلمدای کالیفرنیا بود، پرسیدند که آیا این هفت تمرین مربوط به سلامت را که ذیلاً ذکر می شود، تجربه کرده اند یا نه؟

۱- هفت یا هشت ساعت خواب در شبانه روز
۲- خوردن صبحانه تقریباً هر روز
۳- چیزی نخوردن بین غذا (هرگز یا بندرت)
۴- قرارگرفتن در وضعیت تنظیم وزن
۵- سیگار نکشیدن
۶- عدم استعمال مشروبات الکلی
۷- فعالیت جسمانی منظم

بلافاصله مشخص شد که تمرینات سالم با وضعیت سلامت مثبت ارتباط دارد (ساکنانی که تمام این تمرینات مفید را انجام می دادند سالم تر از افرادی بودند که این تمرینات را انجام نمی دادند) و این ارتباط مستقل از سن، جنس و وضعیت اقتصادی افراد بود (بلک و برسِلو، ۱۹۷۲).

علاوه بر این، تحقیقات طولی بعد از پنج سال و نیم و باز بعد از نه سال و نیم نشان داد که تمرینات خوب و سالم با امید به زندگی طولانی تر ارتباط و همبستگی داشتند. درواقع، میزان مرگ و میر مردانی که هر ۷ مورد بالا را انجام می دادند تنها ۲۸ درصد میزان مرگ و میر مردانی بود که ۳ مورد یا کمتر از آن تمرینات را انجام می دادند. این تحقیقات ادعا می کنند که سالم بودن شیوه زندگی فرد می تواند در طول مدت زندگی آنها تأثیر بگذارد.

مطلب مهم قابل اشاره در اینجا این است که احتمال اینکه سالم ترین شیوه زندگی باعث شود تا عمر به ۱۴۰ سال برسد، کم است زیرا، در امید به زندگی و عمر ما محدودیتهایی وجود دارد (فرایس (۷)، ۱۹۸۹). نکته مهم این است که شیوه زندگی سالم به مردم کمک می کند تا برای مدت طولانی تری سرحال و سالم باشند و یک زندگی فعال را با احتمال کمتر بروز درد، ضعف و امراض مزمن تا سنین پیری ادامه دهند.

ورزش و تغذیه

ورزش جسمی

هرچند امروزه حدود ۷۰ درصد بزرگسالان آمریکایی با نوعی فعالیت فیزیکی در اوقات فراغت سرگرم هستند، (سایگل (۸)، ۱۹۹۵) اما اغلب آنها طوری ورزش نمی کنند که سلامت جسمی آنها را بهبود بخشد.ورزش در معنای وسیعش می تواند شامل صدها نوع فعالیت مختلف باشد، گرچه از لحاظ روانشناختی،‌برنون و فیست (۱۹۹۷) تنها ۵ نوع ورزش متفاوت را با اهداف، فعالیتها و طرفداران متفاوت توصیف می کند.

ورزش موازی (۹)

گرچه در ورزش موازی بدن حرکت نمی کند، ماهیچه ها بر روی هم یا بر روی جسمی بدون حرکت محکم فشار داده می شوند و بدین ترتیب نیرو می گیرند، در این نوع ورزش به علت اینکه مفاصل حرکت نمی کنند، ممکن است اصلاً معلوم نشود که ورزشی صورت می گیرد. این ورزش هرچند برای حالات و شرایط کلی مؤثر نیست ولی برای نیرو و قدرت بخشیدن به گروهی از ماهیچه ها می باشد.

ورزش کششی (۱۰)

ورزش کششی هم به انقباض ماهیچه ها و هم به حرکت مفاصل نیاز دارد (مانند وزنه برداری) در این ورزش هم قدرت ماهیچه ای و هم تحمل فرد بهبود پیدا می کنند. این در صورتی است که برنامه ورزش کششی مستمر و با سعی و کوشش افراد انجام شود. مهارتهای بدنسازی براساس ورزشهای کششی قرار دارند، هرچند آنها به پیشرفت در ظاهر بدن تأکید می کنند تا پیشرفت سلامت و تندرستی.

ورزش حرکتی (۱۱)

این ورزش، برای برداشتن و بالا بردن و سعی در بازگشت به حالت اولیه به نیرو نیاز دارد. این نوع ورزش به وسایل و لوازم مخصوص نیاز دارد تا بتواند مقدار مقاومت را براساس میزان نیروی وارد شده، تنظیم کند (تطبیق دهد). تحقیقات نشان می دهند که این روش، از هر دو روش هم عرض و کششی برای بالا بردن قدرت ماهیچه ای و تحمل ماهیچه ای مؤثرتر است (پایپس و ویلمور (۱۲)، ۱۹۷۵).

ورزش غیرهوازی (۱۳)

این ورزش شامل کسب انرژی کوتاه مدت و شدید بدون افزایش در میزان اکسیژن است (مانند دویدن مسافت کوتاه و بازی ساده با توپ). تحقیقات نشان می دهند که این نوع ورزش ها سرعت و تحمل را بهبود می بخشند، گرچه سلامت دستگاه گردش خون و سیستم تنفسی را افزایش نمی دهند. درواقع این ورزشها ممکن است برای افرادی با بیماری قلبی- عروقی خطرناک باشند.

ورزش هوازی (۱۴)

این تمرینها به هر نوعی از ورزش که به افزایش زیاد مصرف اکسیژن در یک مدت زمانی طولانی نیاز دارد، اطلاق می شود. یک مثال روشن در این مورد «دویدن آرام (۱۵)» است. گرچه بسیاری از فعالیتهای فیزیکی دیگر می توانند بصورت هوازی انجام گیرند (مانند قدم زدن) در فضای باز اسکی کردن، طناب بازی کردن، شنا کردن و دوچرخه سواری) شدت و مدت زمان ورزش در اینجا خیلی مهم است، تا سلامت گسترش یابد و از ضرر و آسیب پیشگیری شود. ورزش باید شدت کافی داشته باشد تا بتواند مقدار فعالیت قلب را تا یک میزان معلوم افزایش دهد (که توسط فرمول براساس سن و حداکثر فعالیت ممکن قلب حساب می شود). فعالیت قلب باید به مدت حداقل ۱۲ دقیقه در سطح بالا قرار داشته باشد و ترجیحاً ۱۵ تا ۳۰ دقیقه برای فواید هوازی این کار ادامه داشته باشد. این نوع برنامه نیازمند استفاده بیشتر از اکسیژن است و هم برای دستگاه تنفسی (که اکسیژن لازم را تأمین می کند) و هم برای دستگاه گردش خون (که خون را پمپاژ می کند) تمرین و فعالیت لازم را فراهم می کند. از آنجا که بیماری ها و اختلالات دستگاه گردش خون و سیستم عروقی ممکن است بدون هیچگونه علائم آشکار وجود داشته باشند، همواره توصیه شده که قبل از شروع هر برنامه ورزشی هوازی، آزمایشات پزشکی لازم روی افراد انجام شود. به علاوه، نوار قلبی (۱۶) می تواند فعالیتهای غیرطبیعی قلب را هنگام ورزش کردن کشف کند (مانند ضربان نامنظم قلب یا ذخیره ناکافی خون).

فواید جسمانی ورزش

کسانی که در برنامه ورزشی شرکت می کنند، فواید زیادی نصیبشان می شود. بدرستی که ورزش به ما کمک می کند تا از نظر جسمی تندرست شویم و تندرست باقی بمانیم. هرچند که ارتباط بین ورزش و تندرستی کاملاً پیچیده است و به مدت زمان، شدت ورزش و تعریف تندرستی بستگی دارد. سلامت عمومی شامل میزان قدرت ماهیچه ای، تحمل ماهیچه ای، انعطاف پذیری و سلامت قلبی-تنفسی است. هرکدام از ۵ نوع ورزشی که در بالا توضیح داده شد، در انواع مختلف سلامت سهیم هستند. هرچند هیچ نوع ورزشی تمام این نیازمندی ها را تأمین نمی کند.

علاوه بر این، کونتزلمن (۱۷) (۱۹۷۸) بین آمادگی جسمی (۱۸) (گنجایش ما برای فعالیت و حرکت که توسط عوامل وراثتی مانند ژن ها، سن و وضعیت سلامت تعیین می شوند) و آمادگی (۱۹) حرکتی یا جنبشی که توسط تجربه زندگی ما تعیین می شوند، تمییز قائل شده است. ورزش به بالا بردن و ارتقای سلامت حرکتی و جنبشی ما کمک می کند. همچنین ورزش به ما کمک می کند تا وزن خودمان را کنترل کنیم و با افزایش بافت ماهیچه ای، ساختار بدن خود را بهبود بخشیم. ورزش، میزان چربی ماهیچه بدن ما را تنظیم می کند و به ما کمک می کند تا بدنی ایده آل بسازیم. تحقیقات نشان داده اند که ورزش کردن برای تغییر این میزان در حد رژیم گرفتن (مساوی با آن) یا حتی بهتر از رژیم گرفتن می باشد. به علاوه، ورزشکاران بافت ماهیچه ای بدون چربی بیشتری را برای خود نگه می دارند، درصورتی که افرادی که رژیم می گیرند هم بافت چربی و هم بافت ماهیچه ای را از دست می دهند.

مهمتر این که حتی ثابت شده است که ورزش از بروز بیماری عروق کرونر قلب جلوگیری می کند که یکی از اصلی ترین عوامل مرگ و میر در کشور انگلستان می باشد. کوپر (۲۰) (۱۹۸۲) عقیده دارد که ورزشهای هوازی باید شدت و مدت کافی داشته باشند تا بتوانند اثر واقعی خود را نشان دهند. او توصیه کرد که افراد باید در ۷۰-۷۵ درصد حداکثر میزان ضربان قلبی را بدون وقفه، حداقل به مدت ۱۲ دقیقه برای ۳ بار در هفته انجام دهند تا سلامت سیستم عضلانی قلبی (۲۱) ‌بهبود یابد و بطور قابل ملاحظه ای خطر ابتلا به بیماری عروق کرونر قلب را کاهش دهد.

حدود ضربان قلب موردنظر از فرمولی که بر پایه سن و حداکثر فعالیت ممکن قلب قرار دارد، محاسبه می شود. این موضوع توسط لاکا (۲۲) (۱۹۹۴) در تحقیق ۵ ساله گسترده ای که از مردان میانسال بعمل آورد، مورد تأیید واقع شد. نتایج نشان داد که مردان با سلامت بالای تنفسی، ۲۵ درصد امکان ابتلایشان به سکته قلبی کمتر از مردانی است که سلامت تنفسی کمتری دارند. افزایش استفاده از اکسیژن نه تنها برای دستگاه تنفسی فعالیتی را فراهم می کند (اکسیژن تولید می کند) بلکه دستگاه گردش خون را نیز به جریان می اندازد (خون را پمپاژ می کند).

تحقیقی که از راننده های اتوبوسهای دوطبقه لندن و کمک راننده ها توسط موریس و همکاران (۲۳) (۱۹۵۳) بعمل آمد نشان داد که کمک راننده های فعالتر نسبت به راننده ها (که کمتر فعالیت داشتند) کمتر دچار بیماری عروق کرونر قلب (CHD) شدند. هرچند، عوامل دیگری نیز ممکن است در اینجا دخیل باشند (مثلاً از نظر انتخاب نخستین این مشاغل در بین مردم و یا اینکه رانندگان خیلی بیشتر از کمک راننده ها تحت فشار عصبی بوده اند). این تحقیق نشان داد شاغلانی که از نظر فیزیکی فعال هستند، کمتر احتمال ابتلا به بیماری عروق کرونر قلب را دارند. از آن زمان به بعد، این تحقیق و مطالعه توسط تحقیقات کنترل شده گسترده تر نیز تأیید شده است.مثلاً پَفِن برگر و همکاران (۲۴) (۱۹۷۸) در یک تحقیق جامع و وسیع همه گیر شناختی، پرسشنامه های مفصل فعالیت را در اختیار ۱۷۰۰۰ فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد (که به سال ۱۹۱۶ برمی گشت) قرار داد تا نشان دهد افرادی که بعد از فارغ التحصیل شدن کمتر فعال بوده اند نسبت به همکلاسی های پرتحرک و فعال خودشان ۶۴ درصد بیشتر احتمال ابتلا به سکته قلبی را دارند و بالاخره برنون و فیست (۱۹۹۷) شواهدی فراهم کردند که ورزش جسمانی منظم باعث پیشگیری از سکته می شود و نسبت لیپوپروتئین غلیظ (HDL) را به لیپو پروتئین با غلظت کم (LDL) بهبود می بخشد (به ترتیب میزان کلسترول ” خوب” و ” بد”). این امر به سهم خود خطر بیماری قلبی را کاهش می دهد و در مقابل بعضی از انواع سرطانها حفاظت ایجاد می کند. ورزش جسمانی منظم از پوکی استخوان جلوگیری می کند و به کنترل دیابت کمک می کند. این بحثها شما را وادار می کند که دویدن آرام (درجا زدن) را تجربه کنید، اینطور نیست؟

فواید روانشناختی ورزش

علاوه بر فواید فیزیکی که در بالا گفته شد، ورزش فواید روانشناختی نیز دارد، از جمله: کاهش افسردگی، کاهش اضطراب، فراهم آوردن حفاظت، سپر در برابر استرس و بالا بردن عزت نفس و آسایش فکری (برای مثال از طریق ارتقای نگرش مثبت).

در حیطه افسردگی، افرادی که بطور منظم ورزش می کنند نسبت به افراد خانه نشین و غیرفعال معمولاً کمتر افسرده هستند. ما هنوز مکانیزمی را که افراد را از ابتلا به افسردگی محافظت می کند یا آثار درمانی ورزش بر روی افراد افسرده را بطور کامل نمی دانیم. آنچه می دانیم این است که ورزش می تواند رفتارهای افسرده را در افراد مختلف کاهش دهد. (مانند زنان جوان باردار با زمینه های متفاوت نژادی (کونیاک- گریفین (۲۵)، ۱۹۹۴) و ساکنان (مرد و زن) ۶۶ تا ۹۷ ساله خانه سالمندان (روسکانن و پرکاتی (۲۶)، ۱۹۹۴). پرواضح است که هم ورزشهای هوازی و هم ورزشهای غیرهوازی می توانند افسردگی را کاهش دهند و حالات خلق مثبت را در جمعیت عادی و جمعیت بالینی بالا ببرند. حتی راه رفتن سریع نیز می تواند باعث شود که ما احساس بهتری داشته باشیم. این یافته ها ممکن است بدلیل آزاد شدن مواد آرامبخش درون زا در جریان ورزش کردن، نباشد (مثل انکفالین ها و اندروفین ها) که ما را از لحاظ خلق بالا در سطح عالی قرار می دهد.

همچنین ورزش به کاهش اضطراب حالت (احساس موقت ترس و بی قراری که می تواند از یک موقعیت اجتماعی ناشی شود) کمک می کند. اینکه ورزش می تواند به کاهش اضطراب صفت (احساس عمومی اضطراب که بیشتر بصورت ویژگیهای شخصیتی است) کمک کند، هنوز مشخص نیست. تحقیقات مقایسه ای درباره ورزش و استراحت (آرامش) نشان داده اند که هر دو روش در کاهش اضطراب موفق هستند. هرچند، باز چگونگی ماهیت کار نامعلوم است. این روش ها می توانند حالات مختلفی را تولید کنند (به ترتیب حالات برانگیختگی و آرامش) یا صرفاً تغییری در شیوه کار باشند که برای کاهش اضطراب لازم است. تحقیقات دیگر نشان داده اند که ترکیب تغییر شیوه کار و تغییرات بدنی با هم می توانند در کاهش اضطراب مؤثر باشند. برای مثال نورول و بلس (۲۷) (۱۹۹۳) که روی افسران پلیس کار می کردند، نشان دادند که چگونه ترکیب دوره های آموزشی کنترل وزن توسط ورزشهای هوازی، با فرصت آموزش آنها به دور از فشار شغلی، منجر به افزایش سلامت روانی آنها شد. این سلامت روانی شامل پایین آمدن سطح اضطراب نیز بود. همین طور، هم ورزشهای هوازی و هم ورزشهای غیرهوازی برای کنار آمدن (سازگاری) با استرس به مردم کمک می کند، حتی فقط یک جلسه می تواند اثرات مثبتی در تخفیف و تسکین افسردگی، خستگی روانی و خشم داشته باشد (پی یرس و پِیت (۲۸)، ۱۹۹۴).

ورزش همچنین می تواند به عنوان سپر و محافظی در برابر استرس باشد. این امر ممکن است به علت اثر ورزش بر روی دستگاه ایمنی بدن باشد. ورزش باعث افزایش فعالیت آنتی کورها می شود و نیز باعث می شود که لنفوسیتهای نوع T (29) افزایش پیدا کند که حامل آنتی کور هستند (و محل تولید آنتی ژنها را شناسایی نیز می کند). این امر به ما کمک می کند تا خطرات آنتی ژنها را قبل از اینکه فرصتی برای ضرر رساندن به بدن ما را داشته باشند، دفع کنیم. یک سؤال و معما در اینجا وجود دارد که ورزش و اضطراب هر دو باعث ترشح آدرنالین و هورمونهای دیگر می شوند و هنوز ورزش اثر مثبتی بر عملکرد قلب دارد، در حالی که استرس باعث ایجاد آسیب و ضایعه در بافت قلب می گردد. در این رابطه یک نظر این است که برای داشتن آثار مفید، آدرنالین باید به میزان کم و بتدریج فعال و آزاد شود (مثل دویدن آرام) ‌تا سوخت و ساز آن بصورت متفاوتی انجام شود. در موقعیتها و شرایط استرسی، ممکن است آدرنالین در وضعیت شدید و بالا و بطور مزمن ترشح شود و برای بدن مضر باشد.

اگرچه تحقیقات نشان می دهند که ورزش ممکن است سپری در برابر آثار استرس باشد، شواهد موجود برای اثربخشی ورزش تا حدودی پیچیده و متفاوت است. برای مثال، سینیور و دیگران (۳۰)، ۱۹۸۶، نتوانستند هیچ محافظ قابل ملاحظه ای که برای جلوگیری از استرس (در مردان سالم جوان که برنامه ورزش هوازی و وزنه برداری را شروع کرده بودند)، سودمند باشد، پیدا کنند. در مقابل راث و هولمز (۳۱) (۱۹۸۵) دریافتند که دانشجویانی که در ورزشهای فیزیکی درگیر بوده اند، نسبت به دانشجویانی که کمتر فعال بوده اند، مشکلات مربوط به استرس و نشانه های افسردگی کمتری را گزارش داده اند. هرچند، این اثربخشی در دانشجویانی که استرس کمتری را گزارش داده بودند از بین رفت. این داده ها نشان می دهند که صرفاً ترکیب استرس سطح بالا و سلامت در حد پایین آسیب پذیری افراد را در مقابل بیماری بیشتر می کند. این یافته ها نشان می دهند که یک رابطه تعاملی بین استرس و سلامت در مورد سلامت جسمی و روانی وجود دارد. اگرچه این تحقیقات ظاهراً نشان می دهند که رابطه بین استرس و سلامت پیچیده است. اشاره به اینکه هیچ تحقیقی نشان نداده است که فعالیت فیزیکی مقاومت شخص را در برابر استرس کاهش می دهد، خوشایند نیست.

فواید ورزش در ارتقا و گسترش رفتارها و نگرش مثبت و بالا بردن خودشناسی (تصویر ذهنی از خود) و عزت نفس شناخته شده اند. سانستروم (۳۲) (۱۹۸۴) در یک فراتحلیل از سابقه موضوع (که شامل ترکیبی از تحقیقات مختلف بود) یک رابطه مثبت قابل ملاحظه ای بین ورزش و عزت نفس پیدا کرد. البته، تحقیقات فوق فاقد طرح آزمایشی جدی بودند، پس باید با یافته های فوق با احتیاط روبرو شد.

عوامل دیگر کنترل نشده ورزشی ممکن است در این یافته ها سهیم باشند. هرچند نبود شواهد قابل اطمینان نباید به عنوان نبود رابطه بین ورزش و عزت نفس تلقی شود. حداقل بطور آشکار این مطلب درست است که افرادی که ورزش می کنند درباره شکل اندام و سلامت جسمی خود احساسات مثبت بیشتری دارند. این احساسات در احساس عزت نفس سهم عمده ای دارد. این مطلب توسط تحقیقی که رابطه بین تندرستی، اعتماد به نفس و نظم شخصی (هاگن (۳۳)، ۱۹۸۹) و سلامت جسمی- روانی و بهزیستی روانشناختی را نشان می داد، مورد تأیید قرار گرفت (راس و هَیِس (۳۴)، ۱۹۸۸). بالاخره، در جریان تبیین آثار ورزش بر سلامت باید محدودیتهای آن را نیز در نظر گرفت. مسأله و نگرانی اصلی در امر ورزش بر خطرات بالقوه آن متمرکز است، از جمله احتمال اعتیاد به ورزش، جراحتها و آسیبهای ناشی از ورزش و بندرت، مرگ افراد در معرض خطر که فرآیند تمرین و ورزش آنها از نزدیک کنترل نمی شود (برنون و فیست، ۱۹۹۷). آشکار است که بدست آوردن سلامت بطور مفید، باید توسط فعالیتهایی متعادل و عقلانی و نیز با آگاهی از اهداف واقعی آن و درک واکنش بدن نسبت به ورزش صورت گیرد.

تغذیه: رژیم غذایی و سلامت

سهم رژیم غذایی در سلامت و بیماری بخوبی شناخته شده است. سیمون (۱۹۸۳) برآورد کرد که عوامل تغذیه ای در آمریکا موجب ۶۰ درصد سرطان ها در زنان و ۴۰ درصد سرطان ها در مردان می شود. عادات غذایی فقیر و ضعیف با سرطان های سینه، معده، رحم، داخل رحم، روده راست، روده بزرگ، کلیه ها، روده باریک، پانکراس، جگر، تخمدان، مثانه، پروستات، دهان، حلق، تیروئید و مری در ارتباط هستند (برنون و فیست، ۱۹۹۷).

مهمترین نگرانی در مورد تغذیه شامل خوردن غذاهایی است که کار سینوژن های زیادی دارند (هم بصورت جزء طبیعی موادغذایی و هم به صورت افزودنیهای خوراکی). آنچه غذای طبیعی نامیده می شود (غذاهایی که مواد شیمیایی و نگهدارنده به آنها اضافه نمی شود)، حتماً از غذاهایی که حاوی نگهدارنده هستند، ایمن تر نیست. حتی بعضی از آنها ممکن است ایمنی و اطمینان کمتری داشته باشند. اخیراً در انگلستان بحث و مشاجره درباره سم پاشی غلات بالا گرفته است. در سالهای گذشته نزدیک، مسأله اصلاح ژنتیکی محصولات غذایی در این جدالهای مستمر، سهیم بوده اند.

غذاهایی که فاقد نگهدارنده هستند، ممکن است موجب تولید باکتری و قارچهای فراوان شوند. غذای فاسد نیز یک عامل خطرآفرین برای سرطان معده است. افزایش و توسعه آموزش درباره این خطرات و پیشرفتهای مربوط به بهداشت غذایی، باعث کاهش قابل ملاحظه ای در ابتلای به این بیماری شده است. مثلاً در ۶۵ سال اخیر استفاده از یخچال برای نگهداری غذا افزایش پیدا کرده است. همچنین مصرف غذاهای نمک سود شده، غذاهای دود شده و غذاهای نگهداری شده در دمای اتاق کمتر شده است (برنون و فلیست، ۱۹۹۷).

استفاده بیش از حد از نمک در رژیم غذایی در انگلستان (هم در پختن و هم در سر میز غذا) با افزایش فشار خون و بیماری های قلبی- عروقی در ارتباط است. به علاوه، میزان زیاد چربی و کلسترول باعث تصلب شرایین و نهایتاً بیماری عروق کرونر قلب (CHD) می شود. یک رژیم غذایی فقیر میزان بالایی از لیپوپروتئین کم غلظت (LDL، به فواید ورزش مراجعه شود) تولید می کند که این امر ممکن است عوامل خطرآفرین دیگری را برای سلامت بیفزاید.

رابطه بین مصرف چربی و سرطان سینه در زنان نسبت به بیماری عروق کرونر قلب (CHD) وضوح کمتری دارد. بخشی از این مسأله به خاطر نمونه های متفاوت زنانی است که مورد مطالعه و تحقیق بوده اند و این امر باعث ایجاد یافته های متفاوت و درهم برهم شده است. تغییرات فرهنگی وسیع در مصرف چربی نیز باعث پیچیدگی هرچه بیشتر این رابطه شده است. هرچند، یک تحقیق وسیع از بیماران ایتالیایی و امریکایی مبتلا به سرطان سینه نشان داد که این بیماران در رژیم غذایی خود زیاد چربی مصرف می کنند و این موضوع کاملاً بخاطر مصرف زیاد شیر، پنیر پرچرب و کره بود. زنانی که نیمی از کالری خود را از چربی بدست می آوردند احتمال ابتلای آنها به سرطان سینه سه برابر حدمتوسط بود. همچنین هیچ تفاوتی در مصرف هیدرات های کربن و روغن های نباتی بین زنان مبتلا به این سرطان و زنان سالم مشاهده نشد (تونیولو و همکاران (۳۵)، ۱۹۸۹). از آن تاریخ، سایر تحقیقات نیز این یافته ها را تأیید کردند. به نظر می رسد که ما باید نوع چربی مورداستفاده را با توجه به سن فردِ «در معرض خطر» مورد آزمایش قرار دهیم.

مصرف زیاد چربی های اشباع شده (۳۶) در زنان مسن تر به عنوان عامل خطرآفرین برای شدت سرطان سینه شناخته شده است (وِرولت و همکاران (۳۷)، ۱۹۸۸). اگرچه، در همین تحقیق آنها گزارش دادند که هم سطح بالا و هم سطح پایین چربی های دارای حلقه های اشباع نشده مستقیماً به شدت سرطان سینه در زنان مربوط بودند و اظهار نمودند که این ارتباط، ارتباطی پیچیده است.

رژیم غذایی در سرطان ریه مردان نیز دخیل بوده است. یک تحقیق طولی ۲۴ ساله در امریکا از نمونه کارگران مرد شاغل در شرکت برق نشان داد که مردانی که مقدار زیادی از کلسترول در رژیم غذایی خود استفاده می کردند، نسبت به مردانی که مقدار کمی کلسترول مصرف می کردند دو برابر احتمال بروز و گسترش سرطان در آنها وجود داشت. محققان نتیجه گرفتند که این اثر ممکن است ناشی از کلسترول موجود در تخم مرغ باشد (شِکِل و همکاران (۳۸)، ۱۹۹۱).

بالاخره اینکه، مشروبات الکلی در ایجاد سرطان های زبان، مری، کبد، پانکراس دخیل هستند. تحقیقات در نروژ نشان داده است که افراد دائم الخمر نسبت به افرادی که اصلاً مشروبات الکلی مصرف نمی کنند، ۵ برابر بیشتر احتمال ابتلا به سرطان پانکراس دارند (هیوک (۳۹)، ۱۹۸۳). نوشیدن مشروبات الکلی به صورت مداوم و بیش از حد ممکن باعث نارسایی کبدی (تشمع کبدی) شود (البته این مطلب تعجب برانگیز نیست، زیرا که عملکرد اصلی کبد رفع مسمومیت موادی مانند الکل است). مصرف مشروبات الکلی همچنین خطر ابتلا به سرطان کبد را افزایش می دهد. اگرچه، این بیماری کمیاب است زیرا، مصرف کنندگان مشروبات الکلی معمولاً قبل از سرطان کبد بر اثر علل دیگر جان می دهند.

ما تاکنون تأثیر عوامل منفی رژیم غذایی بر سلامت را مورد ملاحظه قرار داده ایم، هرچند غذاهایی وجود دارند که ممکن است ما را در برابر امراض و بیماری ها حفاظت کنند. تصور می شود که ویتامین A و C و سلنیُم خطر توسعه سرطان را کاهش می دهند. کمبود ویتامین A ممکن است به خراب شدن لایه محافظ معده منتهی شود. همچنین بتاکاراتین (نوعی ویتامین A که در سبزیجات مانند هویج و سیب زمینی پیدا می شود) یک محافظ شناخته شده ای در برابر بعضی انواع سرطان است.

ویتامین C (‌اسید آسکوربیک) از شکل گیری کارسینوژنهای نیتروزامین پیشگیری می کند و نیروی بالقوه ای دارد که می تواند در برابر سرطان از بدن محافظت کند. سلنیُم یک عنصر شیمیایی مهم بافت جانور و گیاه است که در محصولات غلات و حیواناتی که از غلات تغذیه می کنند، پیدا می شود. به علاوه سلنیم، سمی است ولی در مقادیر متوسط می تواند محافظی در برابر سرطان باشد. در هنگام تفسیر این یافته ها باید احتیاط کرد (اگرچه آنها بر کاهش خطرات مبتنی هستند، نه دادن حفاظت کامل). تحقیقات بیشتری لازم است تا رابطه دقیق مواد غذایی ویژه و سرطان های مخصوص را روشن کنند.

تحقیقات در روانشناسی سلامت بیانگر این مطلب هستند که رژیم غذایی با فیبر بالا، هم برای زنان و هم برای مردان در مقابل سرطان حفاظت ایجاد می کند. هرچند که این موضوع غالباً به سرطان های روده بزرگ و روده راست محدود می شود. بنظر می رسد که حفاظت ناشی از فیبر میوه ها و سبزیجات، نسبت به حفاظت حاصل از فیبر غلات و دیگر دانه ها بیشتر باشد. اگرچه، شواهد موجود مختلف و متفاوت هستند. درباره اینکه مصرف میوه حفاظت بیشتری در مقابل سرطان ایجاد می کند و اینکه باید سه تا هفت بار در طول هفته میوه بخوریم، هنوز بحث ادامه دارد (فریزر و همکاران (۴۰)، ۱۹۹۱).

پی‌نوشت‌ها:

۱.Ewles and Simnet

۲.Hambrg et al

۳. Life Style

۴.Bennet and Murphy

۵.Wadden and Brownell

۶.Belloc and Breslow

۷.Fries

۸.Siegel et al

۹.Isometric Exercise

۱۰.Isotonic Exercise

۱۱.Isokinetic Exercise

۱۲.Pipes and Wilmore

۱۳.Aerobic Exercise

۱۴.Aerobic Exercise

۱۵.Jogging

۱۶.Electrocardiogram (ECG)

۱۷.Kuntzleman

۱۸.Organic fitness

۱۹.Dynamic fitness

۲۰.Cooper

۲۱.Cardiovascular system

۲۲.Lakka et al

۲۳.Morris et al

۲۴.Paffenberger et al

۲۵.Koniak-Griffin

۲۶.Ruuskanen and Parkatti

۲۷.Norvell and Bells

۲۸.Pierce and Pate

۲۹.T-Cells (Lymphocytes)

۳۰.Sinyor et al

۳۱.Roth and Holmes

۳۲.Sonstroem

۳۳.Hogen

۳۴.Ross and Hayes

۳۵.Toniolo et al

۳۶.Saturated fats

۳۷.Verrault et al

۳۸.Shekelle et al

۳۹.Heuch et al

۴۰.Fraser et al

منبع: کرتیس، آنتونی جیمز، روانشناسی سلامت (بهداشت روانی)، ترجمه فرامرز سهرابی، تهران: انتشارات طلوع دانش، چاپ سوم (۱۳۸۴)

درسبک زندگی, کلیات سبک زندگی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

4 × دو =