چرا از دیگران کینه به دل می‌گیریم و چاره آن چیست؟

تاریخ انتشار : ۲ تیر ۱۳۹۶
پاسخ:
مقدمه
انسان دارای حالات روحی مختلفی است. بعضی وقت‌ها حبّ و محبّت بر دل انسان غالب می‌شود و بعضی وقت‌ها بغض و عداوت غالب می‌شود. کاری نیست که انسان انجام دهد و بدون محبت یا عداوت بوده باشد. یکی از این حالات روحی، کینه و دشمنی می‌باشد که عبارت از عداوت و دشمنی دیگری در دل داشتن و منتظر فرصت مناسب برای ابراز آن بودن، است.[۱] باید توجه داشت که کینه فقط یک حالت قلبی است و اگر به این کینه در خارج ترتیب اثر دهد، ‌«عداوت» گفته می‌شود. و این ثمره ظاهری کینه می‌باشد.
علل کینه
برای کینه و عداوت در روایات اهل بیت علیهم السلام، علل و موجباتی ذکر شده است. ولی باید دانست که این علل محدود نیستند و آنچه در روایات آمده، مواردی می‌باشند که انسان‌ها بیشتر به آن مبتلا می‌شوند. این علل و عوامل در انسان غضب را به وجود می‌آورند و وقتی انسان غضب ناک شد و نتوانست غضب خود را ظاهر سازد و تشفّی خاطر پیدا کند؛ این غضب در دلش جمع می‌شود و باعث حقد و کینه نسبت به او می‌شود. سبب اصلی کینه، همان غضب می‌باشد و در واقع می‌توان گفت کینه از آثار غضب است.[۲]
در اینجا به چند مورد از موجبات کینه اشاره می‌شود:
۱. خصومت
یکی از عوامل و موارد ایجاد دشمنی و عداوت، بحث‌های علمی است که آمیخته به خصومت باشد. اسلام چنین بحثی را ناروا و ممنوع شناخته و در کتب اخبار، علمای حدیث، باب مخصوصی را برای آن روایات باز نموده‌اند.[۳] در بحث‌های علمی که کار به مِراء و جدال می‌کشد و هیچ کدام حرف دیگری را نمی‌پذیرد، اسلام از این کار به شدت نهی می‌کند و توصیه می‌نماید که از آن بپرهیزند تا بذر کینه و دشمنی کاشته نشود.[۴]
۲. توقع بیش از حد
در روایات اهل بیت چنین آمده که اگر انسان از برادر خود بیش از حد و اندازه‌ای که او در آن وضعیت و موقعیت قرار دارد، انتظار داشته باشد و در نتیجه او را به جهت عدم برآوردن انتظارش سرزنش و ملامت کند، این ملامت و سرزنش باعث می‌شود شخص ملامت شونده نسبت به ملامت کننده کینه به دل بگیرد. این مورد در بین دو دوست، دو برادر، استاد و شاگرد، والدین و فرزندان، زن و شوهر و… ممکن است روی دهد. در این باره روایتی از حضرت علی علیه السّلام نقل شده که فرموده‌اند: «برادرت را با همان وضعی که دارد تحمل کن و زیاد سرزنش نکن؛ زیرا این کار کینه می‌آورد.»[۵]
۳. فقدان یک فضیلت
اگر انسان پیش دیگری، از یک چیزی که دارد صحبت کند و به آن افتخار کند؛ در حالی‌که آن شخص آن چیز را ندارد و در بعضی مواقع امکان تحصیل آن را هم ندارد مثل شرافت خانوادگی که شخصی به آن افتخار می کند و طرف مقابل چون این شرافت خانوادگی را ندارد و قابل کسب هم نمی باشد در نتیجه کینه طرف را به دل می گیرد. از حضرت امام علی علیه السّلام در این مورد روایتی نقل شده است: «بپرهیز از بیان علم نزد کسی که اشتیاقی به آن ندارد و از بیان مقام و شرافت گذشته در نزد کسی که گذشته افتخارآمیزی ندارد؛ زیرا این امر موجب کینه توزی او نسبت به تو می‌گردد.»[۶]
۴. غیبت
از آنجا که غیبت، آبروی مؤمنی را می‌ریزد، او را دشمن غیبت کننده می کند. همچنین دوستان کسی که از او غیبت شده، به غیبت کننده به دیده دشمنی می نگرند؛ هر چند دیدشان درباره کسی که نقصش بیان شده است نیز عوض شود؛ پس غیبت کننده هم خشم پروردگار و هم خشم و کینه بندگان او را برمی‌انگیزد. امیرالمؤمنین علی علیه السّلام فرمودند: «ایاک و الغیبه فانها تعقتک الی الله و الناس و تحبط أجرک؛ از غیبت بپرهیز؛ چون موجب می‌شود مورد خشم و دشمنی خدا و مردم قرار گیری و پاداشت نابود شود.»[۷]
۵. مراء و خرده گیری از گفتار دیگران
خرده گیری از گفتار دیگران، دوستی‌ها را از بین برده، دل‌ها را از هم چرکین می‌کند تا جایی که در پی آن دشمنی و کینه پدید می‌آید. در این صورت شخص یا دشمنی خودش را ظاهر می کند یا اگر نتوانست، به ظاهر ادعای دوستی کرده، در باطن کینه می‌ورزد که این رفتار دورویی است.
امام صادق علیه السّلام به نقل از حضرت علی علیه السّلام می‌فرمایند: «ایاکم و المراء و الخصومه فإنهما یمرضان القلوب علی الاخوان و ینبت علیهما النفاق؛ از مراء و دشمنی بپرهیزید. همانا این دو، دل های برادران دینی را بیمار می‌کند و نفاق بر آن دو می‌رویاند.»[۸]
۶. جدال
هرگاه هیچ یک از دو طرف بحث زیربار مطالب دیگری نرفته، تسلیم نشود، چه بسا میان آنها دشمنی پدید آید. حضرت صادق علیه السّلام در جمله ای بسیار زیبا به این مطلب اشاره فرمود: «از ستیزه جویی در دین بپرهیزید؛ زیرا دل ها را از یاد خدا بازداشته، نفاق را به ارث می‌گذارد و کینه و دشمنی را زنده می‌کند.»[۹]
۷. لعن و نفرین
لعن و نفرین، کینه و دشمنی دیگران را برای لعنت کننده پدید می‌آورد. البته منظور از لعن و نفرین در این‌جا، موارد نکوهیده و ناپسند لعن و نفرین می‌باشد، وگرنه موارد جواز لعن و نفرین از محل بحث خارج می‌باشد. در لعن و نفرین نکوهیده، نفرین کننده بذر دشمنی و کینه را در دل نفرین شده و اطرافیان وی می‌پاشد و کدورت و دل شکستگی را در وی به وجود می‌آورد.[۱۰]
۸. فحش
فحش و ناسزاگویی بذر دشمنی را در دل دیگران می‌پاشد و آنها را از فحش دهنده متنفر می‌کند؛ چنین فردی به جای کسب دوستی، بر تعداد دشمنان خود می‌افزاید. غالباً مردم از افراد فحّاش، دوری می‌کنند و به سبب کینه‌ای که از او در دل دارند. حاضر به دوستی و مراوده با او نیستند. رسول اکرم صلّی الله علیه و آله می‌فرماید: «لا تسبوا الناس فتکسبوا العداوه لهم؛ به مردم دشنام ندهید تا دشمنی ایشان را بدست نیاورید.»[۱۱]
۹. استهزاء و مسخره کردن
اگر کسی، دیگری را مسخره کند و آن شخص نتواند از خود دفاع کند خشم او را در دل می‌گیرد و تبدیل به کینه می‌کند تا هر موقع بتواند به اوضربه بزند.[۱۲]
۱۰. طمع
اگر به مال کسی طمع کردیم و دست نیاز به سویش دراز کردیم و حاجت خواستیم و او بر آورده نکرد با او دشمن می‌شویم. حضرت سجاد علیه السلام فرمودند: «من همه خیر را در این دیدم که باید طمع را از هر چه در دست مردم است برید.»[۱۳]
البته به نظر می‌رسد موارد دیگری هم باشند که باعث کینه و عداوت شوند؛ ولی موارد ذکر شده، از أهم عوامل کینه زا بودند؛ که اگر رعایت شود و انسان مرتکب هیچ یک از اینها نشود، کینه را در دل دیگران نخواهد کاشت.
باید توجه داشت مؤمن، بنابر آیات و روایات متعددی که نقل شده است، هیچ گاه کینه دیگران را در دل خود نگه نمی‌دارد و در مجلسی که کینه به دل گرفت هنگام برخاستن از آن مجلس، کینه را هم از دلش پاک می‌کند. افراد کینه توز، همیشه در عذاب‌اند و اندوه‌شان دوچندان. کم آسایش‌ترین مردم هستند، پر غلّ و غش‌ترین دل‌ها را دارند، بدترین همنشین هستند، کمترین دوستان را دارند، پایبند به دوستی نیستند، بویی از بزرگ منشی نبرده‌اند. در واقع کافر هستند، چون در روایت داریم کینه مؤمن لحظه‌ای است و زمانی که از برادر خود جدا شد در دل خود کینه‌ای نسبت به او نگه نمی‌دارد؛ امّا کینه کافر مادم العمر است.[۱۴]
۱۱- بی توجهی به ضررهای روانی و جسمانی بر فرد کینه توز
راه‌کارهای درمان کینه توزی
۱. تفکر در این‌که کینه و عداوت، در دنیا ثمره‌ای جز اندوه و غم و ألم ندارد. آتشی است که به غیر از دود کدورت از آن برنمی‌خیزد. و در آخرت، انسان را به عذاب الیم دچار می‌کند. شخص توجه داشته باشد که کینه علاوه بر این‌که خود گناهی بزرگ است موجب گناهان دیگری نیز می‌شود مثل حسادت، سرزنش و توبیخ کردن افراد، غیبت و تهمت، خیانت و تحقیر آزردن و… که همه موجب ضررهای فراوان دینوی و اخروی می‌شوند.
۲. انسان سعی کند که با آن شخص که عداوت و کینه دارد رفتار دوستانه و گفتار مشفقانه به عمل آورد. در قضای حوائج او دو چندان تلاش نماید. در مجامع و محافل، نیکی‌های او را اظهار نماید. این کار را پیوسته انجام دهد تا نفس‌اش رام شود و آثار عداوت از دل او برطرف شود.[۱۵]
۳. و دیگر این‌که در فضیلت عفو و گذشت، تفکر نماید. رسول اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: «ببخشید، که بخشش جز عزّت بر بنده نمی‌افزاید، پس همدیگر را ببخشید تا خدا عزتتان دهد.»[۱۶]
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱. معراج السعاده، احمد نراقی، ناشر کشف الغطاء، چاپ اول، ۸۲.
۲. اخلاق شبرّ، عبدالله شبّر، ناشر هجرت، چاپ دوم، ۱۳۷۷.
۳. قلب سلیم، شهید دستغیب، قم، دارلکتب الاسلامیه.
پی‌نوشت‌ها:
[۱]. نراقی، احمد، معراج السعاده، ناشر کشف الغطاء، چاپ اول، ۸۲، ص ۲۰۰.
[۲]. همان.
[۳]. فلسفی محمدتقی، گفتار فلسفی، شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ چهارم، ۱۳۷۵، ج ۱، ص ۳۹۸.
[۴]. رجوع شود به کتاب شهید ثانی؛ فیته المراید؛ باب مراء.
[۵]. محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا مشایخی، نشر دارالحدیث، چاپ اول، ۱۳۷۷، ج ۳، ص ۱۲۲۱، باب حقد.
[۶]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۲۰ جلدی، بیروت، داراحیاء التراث، ۱۳۸۵ ق، ج ۲۰، ص ۳۲۲، ح ۶۹۶ و ص ۳۲۷، ح ۷۴۳،.
[۷]. تهرانی، مجتبی، اخلاق الهی، ناشر مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چاپ اول، ۱۳۸۱، ج ۴، ص ۹۵ یا ۶۵.
[۸]. همان، صص ۱۷۳-۱۷۴.
[۹]. همان، ص ۲۰۹.
[۱۰]. همان، ص ۲۴۷.
[۱۱]. همان، ص ۲۷۰.
[۱۲]. همان، ص ۲۹۵.
[۱۳]. دستغیب، عبدالحسین، قلب سلیم، قم، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۵۱، ص ۶۶۵.
[۱۴]. میزان الحکمه، همان، ص ۱۲۲۱.
[۱۵]. نراقی، احمد، معراج السعاده، ص۲۰۱، همان.
[۱۶]. عبدالله شبر، اخلاق شبرّ، ناشر هجرت، چاپ دوم، ۱۳۷۷، صص ۲۵۳-۲۵۴.
دراخلاق و تربیت, پرسش و پاسخ

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

16 − یک =